صبح جمعه کوچمونو آب و جارو کرده بودم
از غریبی و حقیری به خدا رو کرده بودم
تا غروب روز جمعه پشت خونمون نشستم
آخه من چشم انتظار پسر فاطمه هستم
پشت در غروب جمعه که همه چشم انتظارند
می شینم تا که یه روزی واسه من خبر بیارند
خبر اون کسی که دلم گداشه
همونی که ذولفقار حیدری رو شونه هاشه
او که ذکر سبز لبهاش یا امیر المومنینه
اونکه ابرو هاش شبیه پسر ام البنینه
آبروی عالمینه وارث بدرو حنینه
نقش رو پیشونی بندش یا ابولفضل یا حسینه
فاطمی ترین مردم به روی زمینه این مرد
به خدا تو علویها علوی ترینه این مرد
ان شاءالله یه روز میادو ما میشیم پا به رکابش
او سوار ذوالجناح و ما گوار تب و تابش
ان شاء الله میاد میگیره رو شونه یه پرچم سرخ
از برای انتقام گروه محرم سرخ
میاد ومیریم مدینه کنار گنبد خضراء
میشینیم کنار قبر مادرش حضرت زهرا
او ائمه بقیع رو از غریبی در میاره
روی اون قبرای خاکی گنبد طلا می زاره
میاد و میریم به سوی آقای نجف ان شا ءالله
می شینیم کنار ایوون طلای نجف می خونه
برای چشمم روضه ی دست ابو الفضل
میاد و مثل ابوالفضل تو عالم رجز می خونه
قاتل های مادرشو در میاره می سوزونه
حضرت امیر(ع) می فرمایند:
«کمترین پاداش روزه داران آن است که در آخرین روز ماه مبارک رمضان فرشته ای آنان را ندا میدهد و میگوید:
مژده باد بر شما ای بندگان خدا، که خداوند گناهان گذشته شما را بخشود. پس مواظب باشید که از این پس چه میکنید»
.
.
.
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود

چه سالها که گذشت و بهار منتظر است
بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است
چه سروها که به دست ِ تبر شهید شدند
شقایق ِ دل ِ ما ، داغدار منتظر است
از این لباس سیاه عزا ، دلش پوسید
سحر مگر برسد ، شام ِ تار منتظر است
.
.
.
چه قدر پنجره باز است رو به سوی امید
چه قدر دلشده ی بیقرار منتظر است
مگر به مقصد ِ خورشید رو بگرداند
در ایستگاه ِ تغزّل ، قطار منتظر است
کویر شد دل عشّاق و آسمان خشکید
بیا که عشق ببارد ، بهار منتظر است
ای سلطان کرم سایه ات روی سرم
باز آقا بطلب که بیام به حرم
شور و حال منی پر و بال منی توو خیال منی
دادی تو منو راه ، به گدا یه نگاه که تو ماه منی
چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم
تویی که تنها آقا دل سوز منی آرزومه دوباره بیام
تو حرمت بدم یه سلام بهونه ی اشکای هر روز منی
بی تو می میرم آقام یه فقیرم آقام که تو حج فقرایی
ای کس و کارم آقا جون تو رو دارم ،
غم ندارم منو دستای گدایی
میبینم عاشقای تو رو اشکای زائرای تو رو
آرزومه منم بپوشم لباس خادمای تو رو
همه ی داراییمو به تو بدهکارم من
جون جوادت آقا خیلی دوست دارم من
آقـــا نـــگاهــــت ســــــوی آهــــوهــاســـت مــــی دانـــــــم
دستـــــان پـــــاکــــت مــــثل مــــن تنـــهـاســـت مــــی دانــــــم
آقـــا اگــــــر تـــــو بــــر نــــمی گــــــردی
دلیـــــل آن در دســـــت هــــای پــــــر گنـــــــاه مـــاســـت مـــی دانــــــــم
آمــدنت را آرزو نمی کنــم آرزو می کنــم
وقـــتی آمــدی چشمـــانم شرمنــــده نــگاهـــت نبــاشــــد...
...
اللـــــهم عجــــل لــولیـــک الــــفرج

خــــدایا
همه از تو می خواهند ، بدهی
من از تو می خواهم ، بگیری
خـــــدایا
بگیر از من هر آنچه که تو را از من می گیرد...
![]()
ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمیرسد به حضورت دعای ما؟
شنبه،دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین…
بی تو چه زود میگذرد هفته های ما...!

امن تر از حَرمت نیست ،
همان بهتر که کودکِ گمشده در صحن ِ تو پیدا نشود !!!
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

تو این شب های قدر...
دعا برای غریب فاطمه رو فراموش نکنین
اللهم عجل لولیک الفرج

.: Weblog Themes By Pichak :.

